تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
باشد ، از رفع عادات و ترك مرادات و قطع حظوظ و مألوفات و حصول جمله انواع و اسباب هلاك و فنا و نزول جميع أصناف بلا و عنا ، چه : « مقصود من از جهان رضاى تو بود - ور خود همه در كشتن من خواهد بود » و اگر در تعيين مدّت أجل من اختيار به دست من دهى ، من البته تأخير مدت أجل خود اختيار نكنم و مرگ نقد را دوستتر دارم .
وعيدك لي وعد و إنجازه منى وليّ به غير البعد ان يرم يثبت [ 1 ]
بيم كردن تو به كشتن و هلاك كردن مرا ، اميد دادن است به حيات بخشيدن و به مقصود رسانيدن و تمام كردن ، و به نقد به من رسانيدن مر آن وعده را ، آرزوى دوستى است حقيقى و عاشقى صادق كه به جز دورى از جناب معشوقى تو به هر تير بلايى و عنايى كه انداخته شود ، خود را هدف آن سازد و در قبول و تحمّل آن ثابت قدم باشد و به جزع و شكوى نپردازد . چه به جز بعد و حرمان ، هر بلايى و عنايى را ، مزيل احكام ممايزت يابد و به قبول آن به جان و دل شتابد . قلت : در اين بيت به آن چه گفته است كه : « به غير البعد ان يرم يثبت » ظاهر نقصان مىنمايد به نسبت با ذوق تحقق به كمال عاشقى و مقام رضا ، چه مقتضاى كمال عشق و مقام رضا آن است كه هر چه از حضرت معشوق آيد ، از تقريب و ابعاد و هجران و وصال در همه ثابت قدم و راضى باشد ، چنان كه آن بزرگ فرموده است كه :
« أريد وصاله و يريد هجري فأترك ما أريد لما يريد «
و آن ديگر فرموده است :
« و تقليبي مع الهجران عندي أحبّ من العناق مع الوصال « « لأنّي في الوصال عبيد نفسي و في الهجران عبد للموالي « « و شغلي بالحبيب بكلّ وجه أحبّ إليّ من شغلي بحالي «
هامش
[ 1 ] الوعيد في الشر : كالوعد في الخير . المنى ( جمع منية ) : و هي ما تتمنّاه . الولى : الصديق و النصير .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 272 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى