ممكن است مقصود از « من » پيامبر خدا باشد و ضمير اوّل ( بنته ) به او برگردد و ضمير دوم « فى بيته » به امير المؤمنين على - عليه السّلام - . و احتمال دارد مراد از « من » ابو بكر باشد و ضمير اوّل به او برگردد و ضمير دوم به پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و همچنين است در مصرع دوم و اين كار موجب هيچ تغييرى در شعر نمىشود . و ثانيا مىگوئيم پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمّه هدى - عليهم السّلام - آن را اجازه دادهاند و اين مثل آن مىماند كه فردى از ما اجازه مىدهد كه كلامش بر دو گونه خوانده شود مثلا حكيم سبزوارى در منظومه « اللئالى المنتظمه » گفته است :
فالمنطقى الكلى بحمل اولى * و غيره لشائع الحمل كلى
سپس در شرح منظومه كه خود بر لئالى نوشته اجازه داده است كلمه « كلى » دو گونه خوانده شود و گويد : « كلى » يا به ضمّ كاف مخفّف « كلى » ، و يا اينكه به كسر كاف صيغه مفرد مذكّر أمر حاضر است كه ماضى آن « و كل » و مضارعش « يكل » است و ياء آخرش براى اطلاق است و لام در « لشائع » بنا بر وجه اوّل براى تعليل است و بنا بر وجه دوم براى اختصاص . و در قرآن هم همينگونه است .
شگفتا كه صاحب جواهر الكلام - رحمه اللّه - در كتاب صلات ميل پيدا كرده به اينكه قرائتهاى هفتگانه متواتر نيستند و در پايان بحث طولانيى كه در آن مورد فرموده است .
گويد : « كسى كه به پىگيرى سخنان آنان بپردازد مىفهمد كه قرائت ايشان جز استنباط خودشان و آنچه به فكر خود پسنديدهاند ريشه ديگرى ندارد ، چنان كه در كتابهائى كه درباره علم قرائت