خودش دست نخورده باقى مىماند .
چند نمونه
1 - مثلا در آيه :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى
. « 1 » ابو بكر ( بن عيّاش ) از عاصم نقل كرده كه او « نوحى » را با ياء مضموم و حاء مفتوح « يوحى » خوانده بنا بر آنكه صيغهء مجهول باشد .
و حفص از عاصم همين كلمه را با نون مضمومه و حاء مكسور خوانده بنا بر آنكه صيغهء متكلّم مع الغير باشد . و معناى هر دو وجه هم درست است و ذات لفظ هم محفوظ و دست نخورده باقى مانده .
2 - و در آيه : اذا انعمنا على الانسان اعرض و نأى بجانبه . « 2 » ابو بكر [ بن عياش ] از عاصم نقل كرده كه « نأى » را به اماله خوانده ، و حفص از عاصم روايت نموده كه آن را به فتحه خوانده ، و روشن است كه اين موجب تحريف و تغيير كلمه نمىشود .
3 - و در آيه :
فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
« 3 » « تذكرون » را ابو بكر از قول عاصم به تشديد ذال خوانده و حفص بدون تشديد و آن موجب تبديل ذات كلمه نمىشود .
هامش
( 1 ) و ما پيش از تو هيچكس نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مىنموديم از اهل دهكدهها . ( يوسف 13 : 19 )
( 2 ) و ما هرگاه به انسان نعمتى بدهيم ( كفران نموده ) و روى بگرداند و دورى جويد . ( اسراء 17 : 84 )
( 3 ) پس خدا را به يگانگى بپرستيد و چرا متذكّر اوصاف پروردگار نمىشويد . ( يونس 10 : 4 )