زياد كردن آن بزند بلكه او مردم را به يك قرائت جمع كرد و بقيّهء قرائتها را بدور افكند ، بدين گمان كه با آن كار قرآن از زياده و كم شدن محفوظ خواهد ماند و مىپنداشت كه زيادى قرائتها سبب مىشود تا آنچه از قرآن نمىباشد در آن وارد گردد .
عثمان خواست واو « و الذين يكنزون الذهب . . . » از آيهء 35 توبه را بردارد ، ابىّ بن كعب گفت يا بايد واو را به جايش بنهيد و يا بايد شمشيرم را بر شانهام بنهم . به تفسير درّ منثور سيوطى رجوع شود ( ج 3 - ط مصر - ص 232 ) فافهم .
اينك اقوال و آراء گروه بيشمارى از مشايخ را در آن باره پيش رويت قرار مىدهيم تا خود چه بينديشى .
ابن التّين و غير او گفتهاند « 1 » : چون ناسازگارى در وجوه قرائتها زياد شد تا به اندازهاى كه - با وجود لهجههاى فراوان - قرآن را هر دستهاى با لهجهء خود مىخواندند و اين كار آنان را به جائى كشانده بود كه به يكديگر نسبت خطا مىدادند ، عثمان از خطرناك شدن كار ترسيد ، لذا همه آن مصحفها را در يك مصحف استنساخ كرد ، سورهها را به همان ترتيب كه بود قرار داد ، و از بقيّه لهجهها به لهجه قريش بسنده نمود - و استدلال مىكرد كه : قرآن به لغت ايشان فروفرستاده شده هر چند كه اجازه داده شده بود كه توسعه يابد و به لغت ديگران نيز خوانده شود . تا در آغاز كار دردسرى ايجاد نشود ، عثمان ديد نياز به اين كار پايان پذيرفته پس به يك لغت اكتفا كرد .
هامش
( 1 ) اتقان : 58 تا 64 نوع 18 چاپ مصر 1318 .