تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
مقصودشان اين است كه آيات قرآن از حيث مفهوم بعضى به بعض ديگر پيوسته‌اند ، و آن بخاطر آن است كه بعضى آيات قرآن روشنگر مراد بعضى آيات ديگر است مانند « مبيّن » براى « مجمل » « 1 » و مانند « مقيّد » براى « مطلق » « 2 » .
هامش
( 1 ) « مبيّن » به معنى آشكار كرده‌شده لفظى است كه دلالتش بر مراد آشكار باشد و « مجمل » آن است كه مراد متكلم روشن نباشد و معنى آن محتاج به تفصيل باشد ، آن ( 9 ) نه سبب دارد از قبيل اشتراك لفظى يا معنوى ، اوّلى مانند آنكه خداوند فرموده : « ثلاثة قروء » بقره : 228 ، كه « قرء » هم براى حيض وضع شده و هم براى پاك شدن از آن ، و يا « مختار » كه اشتراك دارد و شامل فاعل و مفعول هر دو مىشود . و اشتراك معنوى در صورتى كه گوينده فرد معينى را اراده كرده باشد و حال آنكه نزد مخاطب مجهول باشد مانند : « جاء رجل من اقصى المدينه » . ( يس 36 : 20 ) . و مانند « ان اللّه يأمر ان تذبحوا بقره » كه مبيّن آن « صفراء فاقع لونه » ( بقره 2 : 69 ) مىباشد كه بيان حالت بقره را مىكند . و مجمل در مركّب ؛ يا اجمال در تمام آن مىباشد مانند : « او يعفو الذى بيده عقدة النكاح » ( بقره 2 : 237 ) كه متردّد بين همسر و ولىّ زن مىباشد ، يا به اعتبار تخصيص آن است به مخصص مجهول مثل اينكه گفته شود : « اقتلوا المشركين الا بعضهم » . ( 2 ) « مقيّد » : در قيد و بند شده و « مطلق » آزاد و رها ، لفظى است كه دلالت كند بر ذات و حقيقت نه فرد يا به قول اصوليان مطلق لفظى است كه دلالت كند بر شايع در جنس خود ، يعنى حصّه‌اى كه احتمال حصص بسيار در آن مىرود مانند « رقبه » كه بعد مقيّد شده به « مؤمنه » و هرگاه دليلى بر تقييد مطلق يافت شد به آن توجه مىشود و الّا نه بلكه مطلق بر همان اطلاق خودش و مقيّد بر تقييد خودش باقى مىمانند : « و اشهدوا ذوى عدل منكم » ( طلاق : 9 ) . و آيه « شهادة بينكم اذا حضرا احدكم الموت حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم » ( مائده 5 : 106 ) در حالى كه گواه بر فروشها و غير آنها را مطلق آورده : « و اشهدوا اذا تبايعتم »