اين سخن را همه پسنديدند ، و قرار بر آن نهادند همين را حربهء تبليغ ضدّ پيغمبر قرار دهند ، و سپس از دور وليد پراكنده شدند و از آن پس سر راه كاروانيان مىنشستند ، و به هر كه برخورد مىكردند مىگفتند : مبادا به او نزديك شوى كه او چنين است .
خداوند درباره وليد اين آيات را نازل كرد :
« و ذرنى و من خلقت وحيداً » .
« و جعلت له مالا ممددا » .
« و بنين شهوداً » .
« و مهّدت له تمهيدا » .
« ثم يطمع ان ازيد » .
« كلّا انّه كان لآياتنا عنيدا » .
« سأرهقه صعوداً » .
« انّه فكّر و قدّر » .
« فقتل كيف قدّر » .
« ثم قتل كيف قدّر ثمّ نظر » .
« ثم عبس و بسر » .
« ثم ادبر و استكبر » .
« فقال ان هذا الّا سحر يؤثر » .
« انّ هذا الّا قول البشر . . . » . « 1 »
هامش
قرار مىگرفت چندانكه گاهى مجبور مىشد دست از خويشاوندى بشويد ، و يا با عقايد آنان مخالفت ورزد . ( مترجم )
( 1 ) بگذار مرا با آن مرد كه در آفرينش او از كسى مدد نگرفتم ( تا از او انتقام