وليد بن مغيره را مىبينيم با اينكه در دامن عرب اصيل پرورش يافته چگونه در گفتارش كه قرآن را به آن وصف نموده آشفته و سراسيمه شده ! ابن هشام در كتاب « السيرة النبويه » « 1 » گويد :
ايّام حج بود « 2 » و پيغمبر خدا تصميم گرفته بود ساير قبايل عرب را نيز به اسلام دعوت كند ، گروهى از قريش كه بىاندازه مضطرب شده بودند براى چارهجوئى و شروع يك مبارزه منفى بازدارنده با وليد بن مغيره كه مرد سالمند و بزرگى در ميان قريش بود گردهم آمدند ، وليد به آنان گفت : شما آگاهيد كه آوازهء محمّد در اطراف پيچيده و اكنون زمان انجام مراسم حج فرا رسيده و در اين روزها كاروانهائى از عرب راهى ديار شمايند ، درباره او همه يك نظر شويد و تمامى به يكجور دربارهاش سخن بگوئيد و چنان نباشد كه هر دستهاى سخنى بر خلاف ديگرى بگويد .
گفتند : اى ابا عبد شمس هر چه تو بگوئى و هر نظرى بدهى ما همگى همان را خواهيم گفت .
وليد گفت : شما سخنى را انتخاب كنيد تا من هم با شما همآوا شوم .
ما مىگوئيم محمّد كاهن است ! .
نه ، به خدا او كاهن نيست ما كاهنان را ديدهايم سخنان محمّد به
هامش
( 1 ) جلد 1 ، صفحه 270 چاپ مصر 1375 .
( 2 ) حج از سنتهايى بوده است كه قبل از اسلام نيز بگونهاى رايج بوده است .
( مترجم )