جهتگيرى خود در برابر آينده رسالت ، زيرا اگر رسول اكرم ( ص ) ، بدون هيچ نقشهاى براى سرنوشت " دعوت " ، صحنه را خالى گذارد ، بهطور طبيعى امت اسلامى با بزرگترين مشكلات رسالت انقلابى ( كه مهمترين آنها مسئوليت حكومت و اداره جامعه اسلامى است ) روبهرو خواهد گشت . . .
وضع امتى نوبنياد و در حال " شدن " ناگهان محيط را بدون هيچ برنامه و نقشهء قبلى از وجود " پيشوا " خالى ببيند ، چگونه خواهد بود ؟ ! آنهم بدون دارا بودن هيچ نوع مفهوم و ترسيمى از شكل حكومت بعد از نبى ! ناچار است در برابر اوضاع و احوالى كه موجوديت اسلام نوپا را تهديد مىكند ، تصميم بگيرد و بهطور سريع مسئوليت و خطمشى جامعه را مشخص سازد ؟ !
اكنون در برابر ملتى قرار گرفتهايم كه با فقدان قائد بزرگ خود احساس رنجآلود " خلأ " او را از خود بى خود نموده ، در هالهاى از بهت و اضطراب ، فروبرده است ، مصيبت و صدمهء بزرگ مرگ رسول خدا ( ص ) آنچنان پايههاى سير تفكر صحيح را ، در امت اسلامى متزلزل ساخت كه آن صحابى معروف ، سر از پا نشناخته اعلام داشت كه پيامبر نمرده و نخواهد مرد ! ! . . . « 3 »
هامش
( 3 ) - " ان النبى ( ص ) لم يمت و لن يموت " ابن ابى