آنچه خواهد آمد ، از حيطهء مسئوليت و وظيفهء پيامبر برون است ! !
فرض چنين تصورى ( بىتفاوتى در برابر آيندهء اسلام ) دربارهء پيغمبر ( ص ) ممكن نيست ، زيرا اين نحو جهتگيرى ، از دو امر ناشى مىگردد كه هيچكدام از آنها بر رسول گرامى اسلام ، قابل تطبيق نيست :
الف - اعتقاد به اينكه اهمال و بىتفاوتى نسبت به آينده ، بههيچوجه به " رسالت " زيانى وارد نمىآورد و " امتى كه به زودى " رسالت اسلامى " را به ارث مىبرد ، مىتواند آن را اداره كند ، در شكلى كه زنده باشد و از انحراف مصون ماند . . .
اينچنين عقيدهاى به هيچ نحو با واقع سازگار نيست ، بلكه واقعيات خلاف آن را مبرهن مىسازد . چون " رسالت اسلامى " بدان گونه كه در مراحل نخستين يك " حركت انقلابى " است ، در كار خشك كردن تمام ريشههاى جاهليت و ساختن يك ملت ، بهطور قهرى به هنگام فقدان رهبر و خلأيى كه به دنبال آن محيط انقلابى را فراخواهد گرفت ، با يك سلسله خطرهاى بزرگ مواجه خواهد شد :
1 - خطرهائى كه اساسا از طبيعت و ذات " خلاء " ، در نتيجه مرگ رسول خدا ، ريشه مىگيرد و از احساس ضرورت فورى و نابهنگام جامعه ، در قبال فقدان پيشوا ، نسبت به
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٣١