زيد فقط براى آن نبود كه صرفاً حسينى علوى است ؛ بلكه از آنجا ريشه مىگرفت كه وى يك فرد هاشمى است كه با خاندان اموى روياروى شده است . فقط عدهء قليلى از بينش كافى برخوردار بودند و با يحيى بن زيد - به منظور حمايت از اهلالبيت عليهم السلام و با شناخت كافى نسبت به آنها - همراهى مىكردند ؛ زيرا تودهء مردم ايران در چنان روزگارى اهلالبيت عليهم السلام را درست نمىشناختند . تشيع - با مفهوم خاصّ خود - جز پس از آمدن امامرضا عليه السلام به ايران ، ظهور نكرد و مأمون از حضور شيعيان نزد امامرضا عليه السلام و تجمع آنها با آنحضرت ممانعت به عمل نمىآورد ؛ بنابراين امكان دسترسى به آن امام و تجمع مردم با او ، و مناظرهء علما با وى در فنون مختلف به دستور مأمون ، و محكوم و فلج شدن مناظره كنندگان و ظهور كرامات و مشاهدهء فضائل آنحضرت نظرهاى اهل بصيرت را به شايستگى فزونتر و صلاحيت بيشتر آنحضرت براى احراز مقام خلافت جلب مىنمود ، و اذهان آنها را متوجهء اين حقيقت مىساخت كه آنحضرت و آبا و اجداد او سرچشمهء علم نبوى و گنجوران وحى و امامان به حق مىباشند . در ايام امامرضا عليه السلام بود كه مشعل تشيع در قم برافراشته شد و اين سرزمين ، دورهء مهمى را به خود ديده بود كه در آن بزرگان و برجستگانى از علما و رُواتِ موثقى به سر مىبردند .
اقامت امامرضا عليه السلام در خراسان از دو سال تجاوز نكرد و
تاريخ الشيعة (برگزيده) (شيعه در ايران) (فارسى) — صفحة 11
مساهمون: الشيخ محمد حسين المظفر
ص١١