تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
از سخن گفتن با نادان كه گفتارت را نمى فهمد پرهيز كن تا دلتنگ نشوى ، دشمن را كوچك شمار تا از نگهبانى خويش غافل نمانى زيرا چه بسيار كوچكى كه بر بزرگ پيروز مىشود .

چراغش در شب ، ماه بود

سخنى از امام در بارهء پيامبران روش پيامبر كه درود خداوند بر او باد براى سرمشق تو بس است و اين دليل پستى و زشتى دنيا و بديها و خواريهاى آن است كه از پيامبر خدا دامان برچيد و بدشمنان او ميدان و امان داد ، پيامبر از شير پستان دنيا باز داشته شد و از زيورهايش بر كنار ماند و اگر خواهى دومين پيشوا را در كناره‌گيرى از دنيا بشناسى به موسى هم سخن خدا كه درود خداوند بر او باد نگاه كن هنگامى كه مى گفت ( خدايا به نعمتهائى كه برايم فرستى نيازمندم ) به خدا قسم او چيزى نمى خواست مگر نانى كه بخورد زيرا او گياههاى بيابانى را مى خورد و از لاغرى و بى گوشتى سبزى گياهان از پوست نازك شكمش نمودار بود و سومين پيشوا را اگر بخواهى داود را كه درود خداوند بر او باد به پيشوائى برگزين ، پيامبرى كه صاحب مزامير است و قارى بهشتش مى گويند او بدست خويش از ليف خرما حصير مى بافت و بدوستانش مى گفت كدامتان در فروش اين حصيرها به من كمك مى كنيد و از پول آنها نان