آنها سپارند آنها از عيب پوشى پروردگار براى گناهكارى خويش استفاده مى كنند و در تباهى بسر مى برند .
گروه چهارم كسانى هستند كه از بيمايگى و بى عرضگى خانهنشين شده و بمقامى دست نيافتهاند و اكنون كه در اين حال ماندهاند خود را به قناعت زده و جامهء پارسائى بر خود آراستهاند ولى آنها در شامگاه و نه در بامدادان ( نه در خانه و نه در بازار ) اهل پارسائى و زهد نيستند .
پس از اين چهار گروه ، مردانى باقى مى مانند كه يا در روز رستاخيز چمشهاشان را از فريبندگيهاى دنيا فرو بسته است و اشكهاشان از ترس دادگاه قيامت فرو مى بارد آنها رانده و رميدهاند و هراسناك و درهم كوفته ، خاموش و دهان بسته و يا فريادگرى بيدارگر و مخلص و يا ماتمدارى دردمند و اندوهگين كه به پنهان بمبارزه برميخيزند و در پشت حجاب تقيه گمنام و ناشناس مى مانند ، گوئى در دريائى از آب شور و تلخ فرو رفتهاند كه دهانهاشان بسته و دلهاشان جريحهدار است آن قدر مردم را پند دادهاند كه خسته شدهاند و چنان در فشار دشمنانند كه درهم شكسته شدهاند و آن قدر بدست دشمنان كشته شدهاند كه بكمى گرائيدهاند ، پس بايد دنيا در برابر چشمهاى شما بى ارزش تر از خارهاى خشكيده و سرقيچى هاى كنار افتاده باشد پيش از آنكه ديگران از حال شما پند گيرند شما از وضع پيشينيان عبرت آموزيد و اين دنيا را بناپسنديش بدور اندازيد ، همچنان كه مشتاقانش هم بناچار آن را بدور انداختند
.
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٨٧