تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
تو دينت را در گرو مردى سركش و طغيانگر كه همهء پرده‌هاى آزرم را دريده است گذاشتى ، مردى كه بزرگ مردان را در مجلس خويش ناسزا مى گويد و دانايان را در انجمن خويش نادان مى شمارد ، تو از چنين كسى پيروى كردى و همچون سگهائى كه چشم به بازماندهء طعمهء شير دارند و بچنگالهايش نگاه ميكنند كه پاره‌اى به پيش آنها بيندازد ، بدنبالش افتادى ، دنيا و آخرتت را از دست دادى ولى اگر به حق مى گرائيدى به هر چه مى خواستى مى رسيدى ، اگر بر تو و پسر ابو سفيان دست يابم جزاى كارهايتان را خواهم داد .

بر تو سخت مى گيرم

نامه‌اى كه امام به زياد بن ابيه فرماندار بصره نوشت . و من به خداوند ، سوگندى راستين ياد ميكنم ، اگر به من گزارشى رسد كه تو در بيت المال مسلمانان باندازه‌اى كم يا زياد خيانت كرده‌اى چنان بر تو سخت مى گيرم كه اندك مايه و گرانبار و ناچيز گردى

فرو رفته در نعمت

بخشى از نامهء ديگر امام به زياد بن ابيه .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 296 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى