تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
اين را هم بدان كه من هرگز از اعتراضهائى كه بر بدعتها و ناروائيهاى عثمان داشتم پوزش نمى خواهم و اگر انتقاد و ارشاد من در بارهء عثمان به عقيدهء تو گناه باشد باكى ندارم زيرا بيگناهان بسيارى هستند كه مورد سرزنش قرار مى گيرند .

از خدا بترس

نامه‌اى ديگر از امام به معاويه از خشم خداوند كه نعمتهائى فراوان به تو بخشيده بترس و به شناخت حقى كه عذرى در ناشناسائى آن ندارى باز گرد ، اين نفس هوسباز تو است كه ببدكاريت كشانده و بسركشى و گمراهيت انداخته و به پرتگاه مهلكه‌ات افكنده و پيمودن راه حق را بر تو دشوار ساخته است .

گروهى از مردم را كشتى

همچنين نامه‌اى از امام بمعاويه گروهى فراوان از مردم را كشتى و با سركشى و فريبكاريت مردم را بدريايت افكندى چنان كه تاريكى ها آنها را فرا گرفت و امواج سهمگين ترديدها بكامشان كشيد ، بناچار از راه راستى كه در پيش داشتند باز
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 292 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى