تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
مى يابد بيشتر نخواهد بود .

خرما فروش بى تدبير

نامه‌اى ديگر كه امام در پاسخ معاويه نوشت اما بعد ، نامه‌ات رسيد و نوشته بودى كه خداوند ، حضرت محمد ( ص ) را به پيامبرى برگزيد و رسالت او را بوسيلهء ياران وفادارش تأييد كرد ، پس روزگار كار شگفتى از ترا بر ما پنهان داشته كه تو اكنون مى خواهى ما را به امتيازاتى كه خدايمان به آن ممتاز فرموده آگهى دهى و فضيلتى را كه خداوند در بعثت پيامبران بما بخشوده بازگو كنى ، تو در اين كارت همچون خرما فروش بى تدبيرى هستى كه خرما را به هجر كه سرزمينى خرما خيز است برد تا بفروشد يا بمانند تير انداز نوآموزى هستى كه بخواهد با مربى ماهر خود مسابقهء تيراندازى دهد . آن گاه رويدادهاى بين من و عثمان را يادآورى كرده‌اى ، اين توئى كه بايد پاسخگوى آن باشى زيرا از خويشاوندان اوئى بنگر كدام يك از ما نسبت به عثمان دشمن تريم و مردم را به كشتن او برانگيخته‌ايم ، آيا من كه يارى خود را بر او عرضه داشتم و او باعتماد كمك تو ياريم را نپذيرفت و مرا از اقدام باز داشت ، يا تو كه در پذيرش استمداد عثمان سستى ورزيدى و او را بمرگ كشانيدى و بچنان سرنوشتى دچار كردى
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 291 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى