« . . . و خانهام را براى طواف كنندگان و قيام كنندگان و ركوع كنندگان و سجود كنندگان پاك كن . »
يعنى اينكه پاك و پاكيزه بودن هميشگى حجّ الزامى مىباشد .
فرهنگ طاهر و پاك
از بارزترين انديشهها در فرهنگ اسلامى ، ردّ مالكيّت غير خدا بر زمين و ردّ معبودى غير از خدا مىباشد . دراين صورت تعصّبها و غيرتهاى بىجا و همچنين قومىگريها . . . بايد از زندگى مسلمانان رخت بر بندند و هيچ راه برگشتى نيز نبايد براى آنها گذاشت . سپس بر ضرورت پاكى و پاكيزگى تأكيد مىكند . زندگى انسان به دو مرحله تقسيم مىشود ؛ مرحلهء فطرت پاك ، و مرحلهء زندگى آلوده . انسان در به دو تولّد براساس فطرت پاك از رحم مادر زاده مىشود . حال اينكه با گذشت زمان اين فطرت بر اثر عوامل محيطى آلوده مىشود ، همانگونه كه بدن بر اثرمحيط آلوده مىشود . غبار تعصّب و غيرت بىجا و راه و روشها ومذاهب گوناگون فطرت او را مىپوشاند . . . و اين دليلى است براى ايجاد موانعى بر سر راه شناخت و معرفت صحيح كه سرانجام انسان را به ظلمات فرو مىبرد . ( . . . ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُورٍ ) « 1 » .
« . . . ظلمتهايى - تاريكيهايى - كه يكى بر ديگرى قرار گرفته اگر
هامش
( 1 ) - سورهء نور ، آيهء 40 .