عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ ) « 1 » .
آرى ، شما ناقهء خلافت را در اختيار گرفتيد ، حتّى اين اندازه صبر نكرديد كه رام گردد ، و تسليمتان شود ، ناگهان آتش فتنهها را برافروختيد ، و شعلههاى آن را به هيجان درآورديد و نداى شيطان اغواگر را اجابت نموديد ، و به خاموش ساختن انوار تابان آئين حقّ و از ميان بردن سنّتهاى پيامبر پاك الهى پرداختيد . به بهانهء گرفتن كف - از روى شير - آن را به كلى تا ته مخفيانه نوشيديد .
ظاهراً سنگ ديگران را به سينه مىزديد امّا باطناً در تقويت كار خود بوديد .
براى منزوى ساختن خاندان و فرزندان او به كمين نشستيد ، ما نيز چارهاى جز شكيبايى نديديم ، همچون كسى كه خنجر بر گلوى او و نوك نيزه بر دل او نشسته باشد !
عجب اينكه شما چنين مىپنداريد كه خداوند ارثى براى ما قرار نداده - و ما از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ارث نمىبريم ! - .
آيا از حكم جاهليّت پيروى مىكنيد ؟ چه كسى حكمش از خدا بهتر است براى آنها كه اهل يقينند ؟
آيا شما اين مسائل را نمىادنيد ؟ آرى مىدانيد ، و همچون آفتاب براى شما روشن است كه من دختر اويم .
شما اى مسلمانان ! آيا بايد ارث من به زور گرفته شود ؛ اى فرزند ابىقحافه ! به من پاسخ ده ! آيا در قرآن است كه تو از پدرت ارث ببرى
هامش
( 1 ) - سورهء هود ، آيهء 39 .