طاقى بلند است كه كنگرههايش از بلندى ، بر فراز قلههاى رضوى « 1 » و قدس « 1 » افراشته شده است .
نمىدانيم اين طاق را آدميان براى سكونت پريان ساختهاند ، يا پريان براى آدميان ؟ * 64 و ابن حاجب * 65 ، اين ابيات را ، كه خود در ستايش ايوان كسرى سروده است ، برايم خواند :
اگر روزگار با من بىوفايى كرد ، خود آن كيست كه دستخوش بىوفايى روزگاران نگشت ؟
روزگار مردم عاد و تبع را نابود كرد و نعمان بن منذر را در زير سنگينى حوادث خود فرسود .
و پادشاهى پايدار پارسيان را بر باد داد و بر خسرو انوشيروان حمله آورد .
آثار آنان ، اكنون صريح و روشن ، سرگذشتشان را براى تو باز گويد . حال آنكه آنچه كه اكنون از نظر پوشيده است كجا ، و آنچه پيداست كجا آيا گوش تو ، چونان داستان آنان شنيده است ؟ يا چشم تو مانند ايوان كسرى ديده است ؟
كوشكى كه اگر نابينايان بدان بنگرند ، دور نيست زيبايى بنايش ، بينايى را به آنان باز گرداند .
گويى آنان ايوان ، در دل شبهاى تار ، آتشى است كه براى راهبان پارسا افروخته شود .
يا چون گروهى جوانان ، كه باده گساردهاند و اكنون شور باده در سرشان برخاسته است و به كردار سرمستان مست وادارشان كرده است .
[ آنگاه به پا خاستهاند و ] دستها بر كمر زدهاند و بر سر خود ، تاجهاى مرجان نهادهاند .
و چونان ستارگان صف كشيدهء هفتورنگ ، بر بلند جايگاهى 218 فرازمند و
هامش
( 1 ) - نام دو كوه است . رك : معجم و مراصد .