نويسندهء ديگرى كتابى خواند و گفت :
هر گونه معنايى در آن هست كه از فرط زيبايى ، دور نيست مردگان آنها را بفهمند و كاغذ و خامه آنها را بپرستند .
يزيد بن مهلب ، هنگامى كه فرزندش مخلد را به جاى خويش ولايت خراسان داد ، او را گفت : بايد پيغامگزار تو نزديك من آن كس باشد كه مقصود من و مقصود تو را نيكو دريابد . هر گاه نيز خواستى نامه بنويسى ، بسيار در آن بنگر . و به هوش باش كه نوشتهء كس نمايشگر خرد اوست و پيغامگزار كس نمايندهء راى او .
و خود از مردى اعرابى شنيدم :
شعر چونان خرد آن كس است كه عرضهاش مىدارد و سخن چونان تيرهاى نفوذگر است .
برخى تيرها كوتاهپرشاند كه از تركش فراتر نشوند و برخى چنان به آماج رسند كه آن را از جاى بر كنند .
اينك اميد چنان دارم كه اين كتاب در بر دارندهء معانى باشد كه خواستهايم . و جامع مسائل فنى گردد كه در نظر گرفتهام . ان شاء الله .
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى ) — صفحة 7
مساهمون: ح . مسعود
ص٧