نويسندگان ، مقبول همگان شوند . صفايى كه كتاب به دلها بخشد ، فزونتر از خرميى است كه باران به گلستانهاى نگارين دهد ، و اگر كتابى سبك و بى ارج بود ، هرگز به دلى راه نيابد ، زيرا كه لفظ زيبا و نگارش استوار ، مؤثرترين جادوها و افسونهاست .
كتاب آيينهء خردهاست ، كه با آن ، راه و آيين حكمت و دانايى روشن شود و آزمونهاى پيشينيان را باز شناسند . هنگامى كه كتاب ، پرداختى استوار و پيوندى زيبا و نگارشى نيكو داشت ، و ابهام و پيچيدگى در آن نبود ، در دلها نشيند و ذوقها را بيدار و آماده سازد . چه كتاب گوهرها را به رشته كشد و مسائل همانند را در كنار يك ديگر نهد . و اين زيبايى نگارش و استوارى تركيب است كه رونق كتاب را فزون كند و از دسترس ابتذال و وقوع اعتراض به دورش دارد .
از همين روست كه يكى از نويسندگان گويد : من سخنى نديدهام كه از سخنان احمد بن يوسف * 7 در وصل زيباتر و در فصل استوارتر * 8 و در بيم دادن سختتر و در پوزش خواهى قانع كنندهتر و در رفع اختلاف يا ايجاد آن « 1 » نافذتر باشد .
نويسندهء ديگرى گويد : سخن ابراهيم بن عباس [ صولى ] * 9 يك دست است . قريحه ، تار آن را بسته است ، و استعداد سرشار ، پودش را كشيده است . آن سان كه آغازش به انجامش پيوسته است ، و در هر جاى در آمدش به پايانش بسته است .
نيز احمد بن يوسف مىگفت : در رسائل عبد الحميد [ كاتب ] * 10 الفاظ سخته و تجربههاى پخته است .
نويسندهء ديگرى دربارهء ابن مقفع گويد :
الفاظ او همه معانى است و معانيش همه حكمت است . سخن روشنگرش شفا دهنده است و گفتار هدفگرايش ، در هر چيز ، بسنده است .
هامش
( 1 ) - در جايى ، كه آن ايجاد ، مقصود باشد .