نيايد ، « فرهنگ نظام » . قرنفل ، ميخك كه بار يا شكوفهء درختى است ، در جزاير هند پيدا مىگردد « منتهى الارب » .
ميخك ، از ميخ + ك ( پسوند شباهت ) . ميخك ( فرانسوى :
girofle
) يكى از ديگ - ابزارها ( ادويهء ) بسيار معروف است . و آن غنچهء نا شكفتهء درختى است به شكل ميخ كوچك ، و درخت آن بومى جزاير مالايى
Malaisie
مىباشد . ميخك مانند دارچين و فلفل و زنجبيل و هل و جز اينها از هند و جزيرههاى درياى هند و اقيانوس چين به ايران آورده مىشود . آن را در يونانى
Karouphulon
نامند .
همين كلمه است كه قرنفل شده و گل ميخك را هم قرنفل نامند .
اما ميخك ( مذكور ) را با گل ميخك نبايد اشتباه كرد . در گياه شناسى گل ميخك ( فرانسوى :
dianthus ( dianthe
خوانده مىشود . در زبان رايج فرانسوى آن را
xillet
نيز نامند ، به مناسبت بوى آن كه همانند بوى ميخك است . رك ، برهان و حاشيه . گل قرنفل
Caryphoylla
گلى است از دستهء ميخكها از تيرهء قرنفليان « گل گلاب ص 214 » برهان و حاشيه .
و همين است كه امرؤ القيس گويد :
اذا اقامتا تضوع المسك منهما * نسيم الصبا جاءت بريا القرنفل
( 122 ) 83 / 4 : سنبل - بر وزن بلبل ، گياهى است دوايى شبيه به زلف خوبان و خوشبوى ، و در عطريات به كار برند ، و آن رومى و جبلى و هندى مىباشد . و هندى آن را به عربى سنبل الطيب خوانند . برهان و حاشيه . نيز رك : فرهنگ فارسى معين ، ذيل ناردين ، و واژه نامهء گياهى .
و فتواى حافظ چنين است :
با چنين زلف و رخى بادش نظر بازى حرام * هر كه روى ياسمين و جعد سنبل بايدش .
( 123 ) 83 / 5 : خولنجان - ( خسرو دارو ) بر وزن سورنجان ، بيخى است دوايى ، و آن را در آشيان باز يابند و به غير از آشيان باز جايى ديگر به هم نمىرسد . چه گويند كه از زمين يونان خيزد ، و خسرو دارو همان است . رك : برهان و تحفه .
( 124 ) 83 / 5 : توتيا - با ضم اول ، اكسيد روى ( اكسيد دو زنگ ) كه در كورههايى كه روى و سرب را مىگدازند حاصل شود . سنگى است كه كوبيدهء آن را بر چشم مالند ، برهان و حاشيه .
( 125 ) 83 / 6 : آبنوس - (
disopyrosebenum
) چوب معرف و آبنوس [ ساج ] از اين درخت به دست مىآيد . درختى است بلند با پوست سياه پر مغز و سنگين . در ماداگاسكار و