جزيرهء موريس مىرويد . چوب آبنوس در نجاريهاى ظريفه به كار برده مىشود خيلى گرانبهاست . رك : فرهنگ روستايى ص 8 . و در مقدمهء الادب گويد :
ساج : آبنوس ، درخت بزرگ .
( 126 ) 83 / 9 : و انواع زين - عبارت متن ( ص 251 ) ، و السرج . اين كلمه جمع سراج است ( مثل كتب و كتاب ) و به معنى چراغهاست ، اما به قرينهء عبارت صفحهء پنجاه متن : و السروج الصينيه ، معلوم مىشود كه در اينجا نيز همان سروج بوده است جمع سرج ( - زين ) مثل فلوس و فلس . و در اثر نوعى اشتباه از ناسخان يا جز آنان سرج شده و دخويه نيز توجه بدان نيافته است . در نسخهء عكسى « السروج » است . ( ورق 132 آ ) .
( 127 ) 83 / 13 : آب انبارها - عبارت متن : « و الحذق بالابنية و المصانع . . . » شايد مراد ساختن سد باشد كه در آن نيز مهارت كامل لازم است . در فرهنگ روستايى چنين است :
آب انبار . . . در كوهستانات ممكن است از آب زمستانه و بهاره هم استفاده نمود .
بدين ترتيب كه آبگيرهاى بزرگى مانند استخر در نقاطى كه آب كوه سرازير مىشود ، ساخته آب زمستانه و بهاره را در آن ذخيره نموده در زراعت مصرف نمايند . ليكن در كف آن بايد يك مجراى شن بسازند و كثافات را به وسيلهء آب از مجراى مزبور خارج كنند . اين آب انبارها در آذربايجان ( ماكو ) و خراسان و غيره معمول است . فرهنگ روستايى ، ص 4 سعدى از مصانع ( در : سل المصانع ركبا . . . ) شايد همين را مىخواسته است كه در بعضى دشتهاى خراسان اكنون نيز هست ، و شايد مطلق غدير و آبگيرهاى دشتى و كوهى طبيعى را .
( 128 ) 83 / 14 : بزيون - در برهان با ذال ضبط كرده است و گويد بر وزن افيون ، قماش نفيس را گويند .
( 129 ) 83 / 14 : ميعه - صمغى است خوشبوى و داراى انواعى است . در عرائس الجواهر گويد :
لبنى شجرى است . . . وسايل ( ميعهء سايله ) از چوب او مستخرج است . و انواع آن : ميعهء بيضاء و ميعهء حمراء و ميعهء سايله و ميعهء مشك و ميعهء عنبرى و ميعهء يابسه است . عرائس ، ص 273 و . . .
( 130 ) 83 / 14 : مصطكى - كندر ( با ضم اول و سوم ) صمغى است كه آن را مصطكى خوانند .
بعضى گويند مصطكى هم نوعى از كندر است كه كندر لوبان باشد . و بعضى گويند كندر درختى است شبيه به درخت پسته ليكن بارى و ميوهاى و تخمى ندارد ، صمغ آن را به نام آن درخت خوانند . و صمغ البطم ( با ضم باء و سكون طاء -
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: ح . مسعود
ص٢٢٧