چنان نديده است * 163 .
و نيز اردشير پارسى ، و شاهنشاه خسرو در صحبت شيرين ، چنان نديدهاند .
چون آن هنگام كه آن كنيزك خنياگر بىخرد ، آنگاه كه چشمانش به آهويى افتاد ، كه با گله گاوهاى دشتى افسانه خوان مىخراميد ، گفت :
اى بهرام ، مرا خوش آيد كه به يك تير ، سم اين آهو را با شاخش به هم بر بندى .
بهرام از اين خواسته نگران شد ، و اندامش بلرزيد از اينكه سنج زنان ، روزى ، به سرزنش او سخن گويند .
بدين گونه آهو را كمين كرد ، تا او گوش خود با سم بخاريد و آن سم به كنار شاخ و گوشش رسيد ، پس آنگاه با تيرى شمشير سان و پيكان آبداده و تيز ، سم و شاخ و گوش آن آهو را به هم بر بست .
عبد الرحمن بن ازهر گويد : عمر بن خطاب را شنيدم كه مىگفت :
خدايا مرا با فرزندان زنان همدان و استخر روبرو مكن - و چند دهكده ديگر از دهكدههاى فارس بر شمرد - كه اينان را دل عجم و زبان عرب همراه است .
مردم عقيده دارند كه آن همدان كه عمر در اينجا گفته است ، از دهكدههاى استخر است نه همدان جبل .
و از كعب [ الاحبار ] نقل كردهاند كه گفته است : ما در كتب چنين ديدهايم كه همهء آباديهاى زمين ، چهل سال پيش از شام ويران گردد : مكه را حبشيان ويران كنند ، مدينه را جوع ويران كند ، بصره را آب ويران كند ، كوفه را رها كردن « 1 » مردم ويران كند ، شهرهاى جبال ، در اثر صاعقه و بادهاى
هامش
( 1 ) - عبارت متن ( ص 257 ) : « و الكوفه الترك » با فتح تاء - نسخهء بدل ، ترك است با ضم تاء .