معرفت را فقط به دنبال فرج شخصى كه همان رسيدن به كمالات فطرى درونى است مىتوان به دست آورد .
2 . رسيدن به خدمت امام عليه السّلام و درك زمان ظهور آن حضرت ؛ و معلوم است كه اگر اين فرج حاصل شود ، فرج به معنى اول كه همان رسيدن به كمالات عالى انسانى است نيز حاصل مىشود زيرا چنان كه از بعضى روايات « 1 » فهميده مىشود رسيدن به حضور امام عليه السّلام در زمان ظهور آن حضرت ، براى تمام افراد بشر يا لااقل براى خواص و وارستگان از غيرحق ، در رسيدن به كمالات انسانى و درجات عالى اثر بسيار و نقش جدّى دارد .
و امّا فرج عمومى عبارت است از رها شدن جامعه از شرّ ستم و بيداد و رسيدن به عدل و داد و برپا شدن دولت آقايى و عدل كه در آن دولت ، حق عزيز و محترم و باطل ، ذليل و پايمال گردد .
بعضى از دعاها و روايات و بهويژه دعاهايى كه در ماه رمضان وارد شده است درخواست فرج شخصى را به انسان الهام مىكند و برخى روايات به طلب فرج عمومى در زمان امامان عليهم السّلام و در زمان غيبت مربوط است كه براى آن پاداش بزرگى ذكر كردهاند . « 2 »
روشن است كه كسىكه معتقد باشد فرجى عمومى از ناحيه خداوند خواهد رسيد و مسلمانان از ستم و بيداد ستمكاران رهايى مىيابند ، و بر اين اعتقاد ثابت بماند و استقامت كند و آخرتش را به دنيا نفروشد ، به خاطر اين انتظار ، پاداش بزرگى خواهد داشت .
شايد بتوان احاديثى مثل حديث نهم و دوازدهم را كه بهطور مطلق و بدون هيچ قيد و شرطى فضيلت فرج را يادآور شدهاند اينگونه تفسير كرد كه مقصود آنها
هامش
( 1 ) . اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 495 ، روايت 253 .
( 2 ) . اين نوع تقسيمبندى فرج ، لااقل در كتابهايى كه در اختيار عموم مردم است ، بىسابقه مىباشد . اين نوع تقسيمبندى ، اعتقاد به آن و علم به لوازمش ، از آن ميزان سازندگى برخوردار است كه در اعتقاد به فرج عمومى - آنطور كه متداول بين مردم است - چنين حدّى از سازندگى وجود ندارد . شايسته است با دقت در مسأله و پىجوئى آن در ميدان علم و عمل ، ذوق و اهتمام مؤلف محترم به اعتلاى انسان در ابعاد روحى ، پاسخ مناسب خود را دريافت كند . مترجم