گفتار ما
در باب اول ، فصل دوم ، روايتهاى دو و سه و شانزده شامل مطالب موردنظر ما در اين فصل هستند .
شايد بيشتر اسماء و القاب آن حضرت نظير : محمد ، مهدى ، حجت ، قائم ، خاتم الاوصياء ، خاتم حجج اللّه ، به اعتبار ويژگيهاى ايشان در دوران غيبت و ظهور باشد ، و نيز ممكن است به خاطر از بين بردن اشتباه احتمالى امّت بين آن جناب و ساير ائمه يا ردّ ادعاى دروغگويان و مدّعيان مهدويت در زمان غيبت آن حضرت باشد .
6 - 1 : كسانىكه آن حضرت را در خردسالى ديدهاند
روايات
1 . غياث ابن اسد مىگويد : از محمد بن عثمان عمرى قدّس سرّه شنيدم كه مىگفت :
هنگامى كه حضرت مهدى صلوات اللّه عليه به دنيا آمد ، از سر مباركش نورى به سمت آسمان اوج گرفت ، آنگاه حضرت به سجده افتاد در برابر پروردگار جبين به خاك سائيد سپس سر برداشت و چنين فرمود : « أشهد
أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ، إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
« 1 » محمد بن عثمان اضافه كرد : ولادت آن بزرگوار در شب جمعه بود . » « 2 »
2 . احمد بن اسحق سعد اشعرى در يك حديث طولانى از امام عسكرى عليه السّلام نقل مىكند كه از ايشان سؤال كردم : « يا بن رسول اللّه ! امام و خليفه بعد از شما چه كسى است ؟ » امام عليه السّلام به سرعت از جا برخاست و وارد خانه شد ، پس در حالىكه پسرى ماهرو و سه ساله را بر دوش خود نشانده بود خارج شد و فرمود : « اى احمد بن اسحق ! اگر تو در نزد خدا و ائمه احترام نداشتى اين پسرم را به تو نشان نمىدادم ، او همنام و همكنيه رسول اللّه است و زمين مالامال از ستم را از عدل و داد سرشار
هامش
( 1 ) . آل عمران : 18 و 19 - با اين تفاوت كه آيه اينگونه شروع مىشود :شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ . . .ترجمه : خداوند و ملائكه و صاحبان علم گواهى مىدهند كه خدايى جز او نيست ، او قائم به قسط است و جز او خداى مقتدر شكستناپذيرى كه ساخته و پرداختهاش خالى از هر عيب و نقصى است هيچ خدايى نيست ، دين پذيرفته شده در نزد خداوند ، همانا اسلام است .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 15 ، روايت 19 .