( 1 ) احمد از قصر فضل دوان دوان به خانه محمد بن ابراهيم آمد . وى پسر ابراهيم بن محمد عباسى معروف به امام بود كه در فجر نهضت بنى عباس بنام او بيعت مىگرفتند .
- برو . بگو . احمد بن عيسى بر در خانه ايستاده است .
غلام رفت و اين پيام را به محمد عرض كرد .
محمد گفت :
- واى بر تو . كسى او را ديده ؟
- نه .
- بگو بيايد تو .
احمد بن عيسى بر محمد بن ابراهيم در آمد و سلام كرد .
محمد گفت :
- در رگهاى تو خون من ميدود . بپرهيز كه خون من اين جريان بر خاك نريزد .
و بعد دستور داد كه او را پنهان كنند .
احمد بن عيسى چندى در بغداد پنهان بود .
هارون الرشيد وقتى از فرارش آگاه شد دريافت كه او در بغداد بسر ميبرد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 8
مساهمون: جواد فاضل
ص٨