( 1 ) ما رسيد .
وقتى به اردوى ما برگشت گفت :
- شما از چه چيز جزع و هراس ميكنيد ! تماشا كردهايد كه من چه كردهام .
بار دوم بر دشمن حملهور شد .
باز هم سر از صفوف موخر سپاه بدر آورد و مانند بار نخست از همان راه كه رفته بود بسوى ما باز گشت .
در حملهى سوم ما هم دلير شده بوديم .
اين بار سپاه دويست نفرى ما خود را بر آن لشگر عظيم زد .
آن چنان جلادت به كار برده بوديم كه شاه بن مكيال با زشتترين وضعى شكست خورد .
او شكست خورده بسوى مهتدى بازگشت .
سليمان كوفى گفت :
- اين بود داستان على بن زيد حسينى .
على بن زيد مرد سلحشور و صف شكنى بود مردم كوفه هم او را ميشناختند ولى در نهضت يحيى بن عمر آنچنان از دست محمد بن عبد اللّه آل طاهر شكنجه و عذاب چشيدند كه ديگر جرأت نمىكردند بر ضد دولت آل عباس قيام كنند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: جواد فاضل
ص٦٧