( 1 ) مهتدى عباسى يكى از سرداران خود را كه « شاه بن مكيال » ناميده ميشد با لشكر عظيمى به جنك او فرستاد اين واقعه پيش از خروج « ناجم » در بصره رخ داده بود .
على بن سليمان كوفى از قول پدرش روايت مىكرد پدرش چنين مىگفت :
ما نزديك به دويست تن سوار مسلح بوديم كه ارتش على بن را تشكيل ميداديم .
على بن زيد با ما بود .
در گوشهاى از سواد كوفه اردو زده بوديم .
خبر رسيد كه شاه بن مكيال با قواى دولتى به جنك ما مىآيند .
على بن زيد ما را در پيرامون خود جمع كرد و آن وقت گفت :
- اين قوم كه دارند بسوى ما مىآيند جز شخص من هدف ديگرى ندارند من بيعت خود را از گردنتان برداشتم شما آزاديد ميتوانيد بهر سوى كه خواستيد برويد .
ما جواب داديم :
- هرگز به خدا چنين كار را نخواهيم كرد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: جواد فاضل
ص٦٥