( 1 ) محاصره قرار داد .
يك نفر عرب فرياد كشيد :
- اى مرد ! فريبت دادهاند ، هم اكنون سواران سلطان دارند ميرسند يحيى بيدرنگ بر پشت اسبش پريد و بر عبد اللّه بن محمود حمله كرد و با يك ضرب شمشير كه بر چهرهاش فرود آورد او را از پيش خود راند .
عبد اللّه بن محمود پشت به معركه كرد و فرار را برقرار اختيار كرد .
سپاهش هم تاب مقاومت نياوردند و پراكنده شدند .
يحيى بن عمرو كه دشمن را عقب رانده بود بسوى اصحاب خود بازگشت ، ساعتى پهلوى آنان نشست و بعد از آنجا بسوى وازار عزيمت كرد ، لشكرش در آنجا اردو زده بودند .
يحيى بن عمر در وازار هم نماند ، با سپاهش از آنجا بسوى « جنلا » كوچ داد .
اين گزارش بغداد را به هيجان انداخت .
محمد بن عبد الله بن طاهر پسر عم خود حسين بن اسماعيل را با گروهى از سرداران مانند خالد بن عمران و ابو السنا الفنوى
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٩