( 1 ) سر همكارى دارد آماده شود .
گروهى در آنجا با وى بيعت كردند .
يحيى بن عمر از كربلا بسوى « شاهى » عزيمت كرد .
شب را در شاهى لنگر انداخت ، در نيمههاى شب به كوفه رسيد .
اصحاب يحيى فرياد مىكشيدند .
ايها الناس اجيبوا داعى الحق به داعى حق يعنى آن كس كه شما را بسوى خدا ميخواند پاسخ مثبت دهيد .
ازدحامى از مردم بدور يحيى بن عمر گرد آمدند ، و بلبان نهضت او را نيرو دادند .
فرداى آن شب يحيى بن عمر بيت المال را تصرف كرد و از صرافان كوفه كه ماليات دولت پيششان وديعه بود خواست هر چه به عهده دارند بوى بپردازند .
و بعد بسوى بنى حمان رفت ، خانوادهاش در آنجا بسر ميبردند .
يحيى بن عمر در بنى حمان جلوس كرد ، ابو جعفر محمد بن عبد اللّه حسنى كه معروف به « اذرع » بود با وى سرگوشى صحبت مىكرد و از عظمت دولت بنى عباس و قدرت آنان و عاقبت كار به نجوى سخنانى مىگفت در همين كيفيت عبد اللّه بن محمود با سپاهى مسلح و منظم او را در
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٨