تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
( 1 ) مأمون باز مىگفت . يك روز مأمون داشت براى نماز آماده ميشد . داشت وضو مىگرفت . غلامى آب بر دستش ميريخت و او وضو ميساخت . على الرضا فرمود يا امير المؤمنين لا تشرك بعباده ربك احدا در كار عبادت ديگرى را شريك خويش مساز . اين اعتراض بر مأمون ناگوار آمد اما خشم خود را پوشيده ميداشت و همچنان دوستانه با على الرضا بسر ميبرد . وقتى كه على بن موسى بيمار شد مأمون نيز خود را به بيمارى زد و وانمود كرد كه با هم از غذائى زهر آلود مسموم شده‌اند . اما على الرضا در همان بيمارى از جهان رفت . در باب رحلت امام على الرضا « صلوات اللَّه عليه » باختلاف سخن گفته‌اند . عبد اللَّه بن بشير مىگويد : - مأمون مرا فرمان داد كه ناخن‌هاى انگشتان دستم را نچينم اطاعت كردم . و بعد چيزى كه به تمر هندى شبيه داد به من داد و گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 347 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني