( 1 ) - اين را بهم بمال و با دستهاى خود خميرش كن .
چنين كردم .
و بعد بحضور على بن موسى رفت و گفت :
- حال شما چون است .
امام فرمود .
- اميدوارم كه خوب باشم .
مأمون پرسيد :
- امروز از پرستاران درگاه كسى بحضورت نيامده تا خدمتى انجام دهد .
- نه .
مأمون خشمناك شد و غلامانش را صدا كرد .
- آب انار ميخواهم .
امروز نميشود آب انار نخورد .
بيدرنگ طبق انار گذاشته شد .
عبد اللَّه بن بشير مىگويد :
- مأمون مرا طلبيد و گفت :
- با دست خود براى ما آب انار بگير من همان دستهاى آلوده انارها را آب گرفتم .
مامون از آن آب انار به على بن موسى نوشانيد . ديگر بيش از دو روز در اين دنيا بسر نبرد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٤٨