تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
( 1 ) كيسه‌هاى سرشار از دينار و درهم كه حقوق و جوائز مردم بود در ميان گذاشته شد و خطبا و شعرا بپاى خاستند . و قصائد و خطابه‌هاى خود را كه همه در فضل و شرف على بن موسى تهيه شده بود ايراد و انشاد كردند . رجال قوم مأمون را درين اقدام فرخنده ميستودند . اعطاى جوائز آغاز شد . ابو عباد كه متصدى فرا خواندن نامها بود ابتدا نام عباس بن عبد اللَّه را به زبان آورد . اين عباس رشيدترين فرزندان مأمون بود . عباس از جايش برجست و به كنار پدر آمد و دستش را بوسيد . مأمون وى را فرمان داد كه بنشيند . بدنبال عباس بن مأمون نام محمد بن جعفر كه عم على بن موسى بن جعفر بود به زبان آمد . محمد بن جعفر از جايش برخاست و تا سرير مأمون پيش رفت اما دست او را نبوسيد . عطاى او را به دو تسليم كردند . مأمون گفت : - ابو جعفر ! بر سر جايت بنشين . او هم بجاى خود بازگشت . ابو عباد كه نام بزرگان آل هاشم را ميخواند يك تن از بنى عباس