( 1 ) اسارت بردند .
هيهات كه جز ضعف و عجز دليل ديگرى بر شكست خويش نداريد .
اين شما هستيد كه به كوچكى و فرومايگى رضا دادهايد .
همچون سايهاى بى پايه و بى مايه باشيد كه خود به خود محو مىشود .
تنها بانگ طبل كافى است شما را پريشان و پراكنده كند و قلبهاى شما را از هراس و تشويش آكنده سازد .
به خدا شما را از دست خواهم نهاد و بجاى شما قومى ديگر را كه برد - بار و صبور و وفادار باشند خواهم برگزيد .
و بعد قطعه شعرى انشاد كرد كه از شكوههاى او حكايت مىداشت .
گروهى از مردم كوفه بر پاى خاستند و در پاسخ ابو السرايا گفتند :
در سخن خود انصاف را رعايت نكردهاى هرگز نديدهايم كه تو پيش بتازى و ما همراه تو نتازيم . هرگز ديده نشده كه تو حمله كنى و ما بگريزيم . اگر تو وفاكار بودهاى ما نيز وفا داشتهايم .
پاى ركاب تو پا فشارى به كار برديم و پرچم ترا همچنان بر بالاى سر خود نگاه داشتيم تا اينكه حوادث جنگ ما را از پاى درآورد هم اكنون دست پيش آر تا ما با تو بر مرگ بيعت كنيم .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٢٧