( 1 ) ابو جعفر منصور از اين بردبارى غرق حيرت شد .
به عيسى بن على گفت :
- اين عربهاى بيابانى اگر زير ضربات تازيانه تحمل كنند عجيب نيست اما اين عجيب است كه موسى بن عبد اللَّه نازپرورده اين همه تازيانه بخورد و صدايش در نيايد .
موسى بن عبد اللَّه گفت :
- يا امير المؤمنين در آنجا كه اهل باطل وقتى در زير شكنجه صبر كنند مسلم است اهل حق بصبر كردن سزاوارترند .
ابو جعفر دستور داد كه موسى بن عبد اللَّه را بيرون برانند .
ربيع حاجب در اين هنگام به موسى گفت :
- گمان داشتم كه تو از نجباى قوم هستى اما كيفيت تو را زير تازيانهها خلاف گمان مرا نشان داد .
- چطور ؟
- آخر اين همه تازيانه ، انگار بتن ديگرى فرود مىآمد .
موسى بن عبد اللَّه جواب داد :
انى من القوم الذين تزيدهم * قسوا و صبرا شدة الحدثان
من از آنانى كه هستم كه حوادث هر چه شديدتر باشد بر بردبارى و سنگين طبعى آنان ميافزايد .