( 1 ) عمرم در معركه نبرد گذشته چگونه گمان ميرود از فنون نظامى بىخبر باشم ولى چكنم كه كسى گوش به فرمان من نميدهد .
لا رأى لمن لا يطاع على عليه السلام مردى گندمگون و چهارشانه بود .
در اعتدال قامت به كوتاهى نزديكتر بود . شكمش اندكى فربه مينمود . انگشتانش باريك و بازوهايش سطبر بودند .
ساقهاى پايش هم نازك بود . ريش مقدسش بزرگ و پهن بود .
موهاى سرش ريخته بود پيشانى بلند وسيعى داشت . در چشمانش شكستگى لطيفى ديده ميشد .
اينست آنچه روات و اصحاب حديث در وصف على عليه السلام گفتهاند ولى كاملترين روايتى كه در تعريف او روايت شده حديث ابو اسحاق است .
ابو اسحاق مىگويد :
آن روز روز جمعه بود . با پدرم به مسجد اعظم كوفه رفته بودم .
پدرم مرا به روى دست بلند كرد تا بتوانم منبر و محراب را تماشا كنم .
شيخ بلند پيشانى و چهارشانهاى را بر منبر ديدم كه موهاى سرش ريخته بود و ريش مباركش سينهى پهن و پهلوانيش را پوشانيده بود . چشمانش شكست مليحى داشت .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٨