( 1 ) خيبرىها ميدانند كه نام من مرحب است و ميدانند كه من قهرمانى تجربه ديده و مسلح هستم در آن هنگام كه تنور جنگ تافته و لهيب كشيده است
انا الذى سمتنى امى حيدريه * ضرغام آجام و ليث قسوره
أكيلكم بالسيف كيل السندره
من آن كسم كه مادرم مرا « حيدر » ناميد منم آن شير بيشه و منم آن سلحشور شجاع منم آن كس كه شما را از دم تيغ خواهم گذرانيد .
سهل بن سعد ساعدى گفت :
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله به على كنيت « ابو تراب » بخشيد و على اين كنيت را از هر كينهى ديگر حتى از ابو الحسن و ابو الحسين هم بيشتر دوست ميداشت بنى اميه از سهل بن سعد خواستند كه بر منبر بنشيند و ابو تراب را به ناسزاوار ياد كند .
سهل بن سعد گفت :
ميان على و فاطمه كدورت اندكى پديد آمده بود .
رسول اللَّه از راه رسيد و سراغ على را گرفت .
فاطمهى زهرا توضيح داد كه ميان من و او گفتگوئى در گرفت