( 1 ) نجوى گفت .
ابراهيم از جا برخاست و بنى عباس هم بدنبالش آن انجمن را ترك گفتند .
علويان بجستجو افتادند كه آيا چه پيش آمده و چرا بنى عباس از اجتماع كناره گرفتند .
اينجا بود كه راز نهفته آشكار شد .
علويان به اين حقيقت رسيدند كه در خراسان بنام ابراهيم امام از مردم بيعت گرفتند و سپاهى عظيم تجهيز كردند .
وقتى عبد اللَّه بن حسن از اين جريان آگاه شد ديگر نتوانست با ابراهيم بن محمد نزديك شود زيرا از او هراس برداشته بود .
در عين اينكه خود را از ابراهيم كنار مىكشيد به مروان بن محمد نوشت :
« من از ابراهيم و دعوائى كه بپيش گرفته بيزارى ميجويم »
دعوت محمد
دعوت محمد بن عبد اللَّه معروف به نفس زكيه كه از تاريخ جمادى الاخر سال صد و بيست و شش ، يعنى از آن تاريخ كه وليد بن يزيد را بقتل رسانيدند آغاز شد .
محمد مردم را بسوى خود مىخواند و خويشتن را امام بر حق مىشمرد .
هنگامى كه مروان بن محمد يزيد ناقص را از ميان برداشت و