تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
( 1 ) نجوى گفت . ابراهيم از جا برخاست و بنى عباس هم بدنبالش آن انجمن را ترك گفتند . علويان بجستجو افتادند كه آيا چه پيش آمده و چرا بنى عباس از اجتماع كناره گرفتند . اينجا بود كه راز نهفته آشكار شد . علويان به اين حقيقت رسيدند كه در خراسان بنام ابراهيم امام از مردم بيعت گرفتند و سپاهى عظيم تجهيز كردند . وقتى عبد اللَّه بن حسن از اين جريان آگاه شد ديگر نتوانست با ابراهيم بن محمد نزديك شود زيرا از او هراس برداشته بود . در عين اينكه خود را از ابراهيم كنار مىكشيد به مروان بن محمد نوشت : « من از ابراهيم و دعوائى كه بپيش گرفته بيزارى ميجويم »

دعوت محمد

دعوت محمد بن عبد اللَّه معروف به نفس زكيه كه از تاريخ جمادى الاخر سال صد و بيست و شش ، يعنى از آن تاريخ كه وليد بن يزيد را بقتل رسانيدند آغاز شد . محمد مردم را بسوى خود مىخواند و خويشتن را امام بر حق مىشمرد . هنگامى كه مروان بن محمد يزيد ناقص را از ميان برداشت و