( 1 ) مقدمات ظهور پسرش محمد را فراهم سازد در اين تاريخ هنوز بنى عباس سربلند نكرده بودند . حكومت همچنان در دست بنى اميه بود . عبد اللَّه بن حسن در پاسخ داود بن على عباسى گفت :
- هنوز وقت ظهورش نرسيده است .
عبد اللَّه بن على « برادر داود » كه گفتگويشان را مىشنيد بسوى عبد اللَّه بن حسن برگشت و گفت :
- اى ابو محمد !
سيكفيك الجعالة مستميت * حفيف الحاز من فتيان جرم [ ( 1 ) ]
اين من هستم كه بر ضد بنى اميه قيام خواهم كرد و تخت سلطنت را از زير پايشان خواهم كشيد .
عبد اللَّه موسى مىگويد :
گروهى از مردم مدينه حضور على بن الحسين [ 2 ] را دريافتند و از او تمنا كردند كه خلاف حكومت بنى اميه نهضت كند .
على بن الحسن در جواب ايشان حديث دور و درازى را روايت كرد و گفت محمد بن عبد اللَّه از من براى اين نهضت شايستهتر است و بعد مرا
هامش
[ ( 1 - ) ] مضمون شعر اينست كه جوانمردى از « جرم » اين امر مهم را بپايان خواهد رسانيد .
[ ( 2 - ) ] على بن الحسن شوهر خواهر محمد بن عبد اللَّه و پسر عم اوست كه به زهد معروف بود .