( 1 ) كنم كه تاكنون به كسى نگفتهام و پس از امروز هم براى ديگرى نخواهم گفت و آن سخن اينست كه پسر من محمد مهدى نيست . آن مهدى موعود كه دربارهاش رواياتى ذكر شده پسر من نيست . تنها من او را بعنوان تبرك و تيمن مهدى ناميدهام .
ابو العباس فلسطى مىگويد :
به مروان بن محمد « مروان حمار » گفتم :
- محمد بن عبد اللَّه به جنب و جوش افتاده و در طلب خلافت ميكوشد و خود را مهدى مينامد .
مروان خونسردانه به من جواب داد :
- مرا با او كارى نيست . نه او « مهدى موعود » است و نه مقرر است كه مهدى موعود از پدرش بوجود آيد . مهدى موعود را مادرى كه كنيز است به دنيا خواهد آورد .
به همين جهت مروان حمار تا زنده بود هرگز به محمد بن عبد اللَّه تعرضى نداشت .
حسن بن فرات مىگويد :
با عبد اللَّه و حسن پسران حسن مثنى شبى از دهكدهاى بسوى مدينه مىرفتيم . در طى راه داود و عبد اللَّه پسران عبد اللَّه عباس با ما همراه شدند .
داود با عبد اللَّه بن حسن حرف ميزد و او را تشويق مىكرد كه
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٦١