( 1 ) اسلام تو هرگز ريشه نگرفته و نفاق تو هيچوقت تازگى نداشته تو همه جا و هميشه دشمن محارب خدا و رسول خدا بودهاى .
تو شخصا حزبى از احزاب مشركين را تشكيل ميدهى .
تو دشمن خدا و دشمن رسول خدا و دشمن اصحاب اسلام و ايمانى .
از پدرم ياد كردى و نميدانى كه اگر او تيرى افكنده از كمان خويش نشان گرفته است و همچنان آن تير را بسوى هدف خويش انداخته است .
و آن كس كه با پدرم خصومت و عداوت گرفت تو نبودى .
كسى بود كه تو هرگز نتوانى در دنبال او غبار راه بشكافى و هر چه گردن برافرازى قامت تو از مچ پاى او نخواهد گذشت .
تو مرا يهودى و يهودى زاده ناميدهاى در عين اينكه هم تو و هم مردم همه ميدانيد من و پدرم هر دو از انصار دين مبين اسلاميم دين اسلام . آن دين كه تو تركش كردهاى و من و پدرم هر دو از دشمنان آن دين هستيم ، كه تو بدان گرويدهاى .
و السلام .
معاويه بن ابى سفيان از نامهى قيس سخت خشمناك شد و انديشيد
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: جواد فاضل
ص٩٩