تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
من بترسند و با من انباز نگيرند پس هر كه بترسد از آنكه انباز گيرد با من چيزى را من اهل آنم كه بيامرزم او را و گناهان او را عفو كرده به روى او نيارم ، و بعضي در معنى آيه چنين گفته‌اند كه خداى از اهل آنست كه از عقاب او به پرهيزند و از عذاب او بترسيد و از اهل اينكه از براى او عمل كنند به آنچه مؤدى شود بمغفرت او .

سورة القيمة

مكيست نزد كوفيان و چهل آيت است نزد ايشان و سى و نه نزد باقيان ، و اختلاف در آيه لِتَعْجَلَ است كه كوفيست . ابى بن كعب از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه هر كه سورة القيمة را تلاوت كند من و جبرئيل از براى او گواهى دهيم در روز قيامت كه او ايمان داشته بقيامت و تصديق بر وقوع آن نموده و در آن روز روشنى روى او بر رويهاى ديگر غلبه كند ، و ابو بصير از ابو عبد اللَّه سلام اللَّه عليه روايت نموده كه هر كه مداومت نمايد بقرائت * ( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) * و عمل به آن كند حقتعالى چون او را از قبر بعث كند اين سوره رفيق او باشد در احسن صورت و او را بشارت دهد و بر وى او خندد و او را مسرور سازد تا از صراط و ميزان بگذرد . و بدانكه حق سبحانه چون ختم سورة المدثر بذكر قيامت نمود و آنكه كافر منكر و مكذب آنست افتتاح اين سوره نيز بذكر قيامت كرد و بيان اهوال آن پس فرمود كه : ( 1 ) - * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لا أُقْسِمُ ) * ادخال لاء نافيه بر فعل قسم براى تأكيد است و اين شايعست در كلام عرب و علماء و مفسران را در اين كلمه اقوال ديگر هست و آن در كريمهء فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ سمت تحرير يافته ، يعنى هر آينه سوگند ميخورم * ( بِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) * بروز رستخيز : ( 2 ) - * ( وَلا أُقْسِمُ ) * و البته سوگند ياد مىكنم * ( بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ) * بنفس ملامت كننده ( 1 ) مراد نفس متقيه است كه در روز قيامت نفس مقصره را ملامت كند بر تقصير طاعت
هامش
( 1 ) كلمهء نفس در اصطلاح حكماء و عرفاء و متكلمين و هم در قرآن مجيد و احاديث و روايات بر معانى عديده اطلاق شده و در حقيقت آن اختلاف بسيار و سخنان فراوانى گفته‌اند و مراد از نفس در اينجا روح انسانى و گوهر آدميست كه حكماء آن را نفس ناطقه ميگويند و پوشيده نماند كه ارباب علم و حكمت از قرآن كريم اقتباس نموده و از براى اين نفس مراتبى چند ذكر كرده‌اند يكى نفس اماره كه در سورهء مباركه يوسف نامبرده شده است و آن نفسيست كه محكوم و مقهور قوه شهوت و غضب و شيطنت باشد و پيوسته آدمى را بمعاصى و سيئات امر نمايد و ديگر نفس مطمئنه است كه در سورة مباركه فجر بدان اشاره فرموده است و آن نفسيست كه داراى طمأنينه و ثبات باشد و در برابر مشتهيات و منهيات متزلزل نگردد و از صراط مستقيم دين منحرف نشود و اين نفس مطمئنه نقطهء مقابل نفس اماره است و ديگر نفس لوامه است كه در اين سوره مباركه ذكر فرموده است و نفس لوامه از حيث مرتبهء فوق نفس اماره و دون نفس مطمئنه است يعنى ما بين آن دو مرتبهء متضاد متقابلست و آن نفسيست كه كه طاعات و حسنات و معاصى و سيئات از وى صادر ميگردد ولى در هر دو صورت خود را ملامت مىكند در طاعات و حسنات از جهت قصور و تقصير در انجام آنها و يا عدم وصول بمرتبهء كامله آنها و در معاصى و سيئات از جهت بدى و زشتى عمل متأسف گرديده خويشتن را سرزنش ميكنند .