از رحمت خدا منع نكند و هميشه در رحمت الهى باشد و او سبحانه پيوسته نظر رحمت به او كند تا مردمان از حساب فارغ شوند .
و بدانكه چون حق سبحانه ختم سورهء متقدمه نمود بذكر اهوال قيامت افتتاح اينسوره به مثل آن كرده فرمود :
( 1 ) -
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ ) * آن گاه كه آسمان شكافته شود .
( 2 ) - * ( وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ ) * و آن گاه كه ستارگان فرو ريزند ، از ابن عباس مرويست كه اول نور از كواكب زايل كنند و بعد از آن اجرام مظلمه آنها را منتثر سازند ، و در تبيان آورده كه كواكب بر مثال قناديل معلقه از پيش طاق فلك بسلاسل نور آويختهاند و آن سلاسل بدست ملائكه است چون اهل آسمان بميرند سلاسل از دست ايشان بيفتد و كواكب بر زمين ريزند .
( 3 ) - * ( وَإِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ ) * و آن گاه كه درياها روان كرده شوند يعني حايل از ميان آنها بردارند ، و بعضى را راه در بعضى گشايند كه همه درياى شور و شيرين يك دريا گردند ، و از حسن منقولست كه مراد آنست كه زمين همهء آبهاى دريا را نشف كند پس جميع درياها خشك گردند و قطره اى آب در آن نماند و بنا بر اين تفجير بمعنى تسجير است .
( 4 ) - * ( وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ) * و آن گاه كه گورها زير و زبر كرده شود يعنى خاكهاى آن را منقلب سازند ( 1 ) و باطن آن را ظاهر گردانند تا همه مدفونات آن از اموات و غير آن ظاهر گردد پس همهء مردگان زنده شوند ، و گويند كه * ( بُعْثِرَتْ ) * مركبست از ( بعث ) و ( راء ) و نظير اينست ( بحثرت ) لفظا و معنى ، حاصل كه چون امور مذكوره حادث شود .
( 5 ) - * ( عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ ) * بداند هر نفسى از آنچه از پيش فرستاده از طاعت و معصيت * ( وَأَخَّرَتْ ) * و آنچه از پس گذاشته از توبه يا از تركه يا از فرايض كه صنايع كرده يا از سنت حسنه
هامش
( 1 ) زمخشرى در كشاف گويد : بعثر مانند بحثر است معنا و لفظا و اصل بعثر بعث و اصل بحثر بحث است كه حرف راء بر آن دو زياد شده است و در تاج المصادر گويد : البعثرة شورانيدن و آشكار كردنست پس ترجمهء آيهء شريفه چنين است آن گاه كه گورها شورانده شود ( يعنى زير و زبر كرده شود ) و مدفونات آنها ظاهر گردد ( و مردگان زنده شوند ) چنان كه قبلا اشاره كرديم و بعدا نيز ذكر خواهيم كرد ابن انقلاب قبرها هنگاميست كه آن زلزلهء عظيم در تمام نقاط زمين پديدار آيد و آنچه در باطن زمين است بيرون افتد .