تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
طبق ياقوت و آتش حاضر كردند موسى خواست كه دست بياقوت دراز كند جبرئيل دست او را به آتش رسانيد و پارهء آتش برداشته در دهن نهاد و زبانش بسوخت و كرهى بر زبانش پيدا شد و به جهت اين نيك تكلم نميتوانست نمود فرعون با وجود اين از او متوهم شده بفرمود تا او را از آن شهر بيرون بردند موسى در حوالى شهر نشو و نمو مينمود تا بزرگ شد و در روايت ديگر نقل كرده‌اند كه فرعون موسى را به جهت اجتماع بنى اسرائيل بر او از شهر او را اخراج كرد و مدت مديد در خارج شهر بسر ميبرد پس وقتى در شهر درآمد كه مردم از او غافل بودند و او را فراموش كرده بودند * ( فَوَجَدَ فِيها ) * پس يافت در آن شهر * ( رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ ) * دو مرد كه خصومت و منازعه ميكردند * ( هذا مِنْ شِيعَتِه ) * آن يكى از پيروان موسى ( ع ) بود يعنى از بنى اسرائيل نام او سامرى بود و گفته‌اند ميحا * ( وَهذا ) * و انديكر * ( مِنْ عَدُوِّه ) * از دشمنان او يعنى قبط اشاره بر سبيل حكايتست و نام ان قبطى فاتون بود و يافليقون و او خباز فرعون بود بنى اسرائيل را تكليف هيزم كشيدن ميكرد تا آن را بمطبخ فرعون برد و چون موسى آنجا رسيد * ( فَاسْتَغاثَه ) * پس فرياد خواست بموسى * ( الَّذِي مِنْ شِيعَتِه ) * آن كس كه از گروه او و پيروان او بود * ( عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّه ) * بر آن كس كه از دشمنان او بود يعنى سبطى اعانت طلبيد از موسى بر آنچه دفع ظلم قبطى كند و تعدى استغاثه بعلى به جهت آنست كه متضمن معنى اعانت است چنانچه به اين مفسر شد ابو بصير از ابو عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه فرمود ليهنئكم اسم بايد كه نامى شما را خوشحال و مبارك گرداند من گفتم كدام نامست فرمود الشيعة اما سمعت اللَّه تعالى يقول * ( فَاسْتَغاثَه الَّذِي مِنْ شِيعَتِه عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّه ) * آن اسم سامى و نام نامى شيعه است نشنيدهء كه حقتعالى ميگويد كه * ( فَاسْتَغاثَه الَّذِي مِنْ شِيعَتِه ) * الخ از سعيد ابن جبير روايتست كه چون موسى بزرگ شد و بنى اسرائيل بر او جمع شدند و در حمايت وى ميبودند و كسى به جهت وى نتوانستى كه با بنى اسرائيل در مقام تعرض درآيد چه او قوتى تمام داشت و پسر خواندهء فرعون بود روزى فرعونى بنى اسرائيل را گرفته بود و به او تعدى ميكرد موسى در گذار آمد آن بنى اسرائيلى از او استغاثه نمود موسى وى را گفت دست از وى بدار گفت ميخواهم كه هيزم بمطبخ پدرت برد موسى بر سبيل مدافعه دست برآورد * ( فَوَكَزَه مُوسى ) * پس مشت زد موسى او را و با سر انگشت بر او زد و بروايت قتاده عصا بر او فرود برد * ( فَقَضى عَلَيْه ) * پس بكشت او را و تسميهء قتل به قضا از قبيل تسميهء مسبب است باسم سبب و از اين قبيل است قضى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 57 | الملا فتح الله الكاشاني