به عمل خود معجب بود و تقديم مفعول بجهة آنست كه مقصود حصر فاعليت است و اگر منعكس شود معنى منقلب گردد و اين غير مقصود است اينجا بعد از آن تعليل وجوب خشيت مينمايد بقوله * ( إِنَّ اللَّه عَزِيزٌ ) * بدرستى كه خداى غالب است در انتقام كشيدن از آن كسى كه مصر باشد بر طغيان * ( غَفُورٌ ) * آمرزنده مر كسى را كه تائب شود از حق معاقب و مثيب آنست كه از او بترسد و يا قادر است بر عقوبت كسانى كه از او خاشى نباشند و آمرزندهء آنان كه از او ترسند و در مجمع آورده كه تخصيص علما بخشيت جهة آنست كه عالم احذر است و مر عقاب الهى را از جاهل بجهة اختصاص او بمعرفة توحيد و عدل و تصديق بعث و حساب و ثواب و عذاب و اينكه از بعض علما معصية صادر مىشود يا بجهة قصور است در علم و اعتقاد او كه آن راجع بجهل است و يا بجهة غلبه لذت شهوت عاجل است بر او يا آنكه معتقد نشاهء اجل است و عالم بحقيقت عذاب و عقاب آن و خاشى و خايف از آن پس از روى خشية مرتكب آن نميشود بخلاف جاهل مطلق كه بدون خشيت به عمل قبيح اقدام مىكند انتهى و يا آنست كه چون حق سبحانه و تعالى را بخشش گناهان ميداند و او را كريم و آمرزنده و مهربان ميشمارد جرات نموده بر گناه اقدام مينمايد و يا آنست كه چون حضرت ايزدى را عز شانه و جل برهانه قبول كنندهء توبه ميداند باميد آنكه هر گاه روح بغرغره رسد توبهء اين كس قبول مىشود به اين اميد مرتكب معاصى مىشود و اين عالم كالجاهل است و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه
يعنى بالعلماء من صدق قوله عمله و من لم يصدق قوله عمله ليس بعالم
يعنى مراد حقتعالى بعلما كسانىاند كه كردار ايشان مصدق گفتار او بود و هر كه فعل او موافق قول او نباشد عالم نيست و مؤيد اينست كه بعد از اين ميفرمايد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّه ) * بدرستى كه آنان كه پيوسته ميخوانند كتاب خداى را جل و عز و يا متابعت ميكنند آنچه در اوست از احكام و اين از تلاوة و يا از تلو ماخوذ است و مراد بكتاب قرآنست و ميتواند بود كه جنس كتاب باشد و بنا بر اين ثنائيست بر مصدقان امم سابقه بعد از اقتصاص حال مكذبان * ( وَأَقامُوا الصَّلاةَ ) * و به پا داشتهاند نماز را در اوقات آن بآداب و شرايط آن * ( وَأَنْفَقُوا ) * و نفقه كردهاند در راه ما * ( مِمَّا رَزَقْناهُمْ ) * از آنچه روزى دادهايم ايشان را * ( سِرًّا ) * پنهان از خوف آنكه بر ما مشوب نشود * ( وَعَلانِيَةً ) * و آشكارا بسبب طمع آنكه سبب رغبت ديگران گردد بتصدق يا سر در مسنونه بجهة خلوص قربة و علانيه در مفروضه بجهة رفع تهمت از خود يا انفاق ايشان كيف ما انفق است بدون قصد خاص و نصب سر او علانيه بر حاليت است اى انفقوا مسرين و معلنين و يا صفة مصدر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٦