تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
از شب تاريك جهالت بروشنى روز معرفت رسيده‌اند و بميامين لوامع هدايت ما از بيداى ضلالة رسته بصراط مستقيم و طريق قويم رسيده‌اند كما قال اللَّه تعالى * ( وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ) * و مژده ده اى محمد مؤمنان را كه سالك طريق حقند و تابع اوامر و نواهى تو * ( بِأَنَّ لَهُمْ ) * به آنكه مر ايشانراست * ( مِنَ اللَّه ) * از نزديك خداى * ( فَضْلًا كَبِيراً ) * بخششى بزرگ و زياده بر مزد اعمال ايشان و يا افزون بر ساير امم و ميتواند بود كه معطوف عليه اين جملهء فعليه محذوف باشد اى فراقب اموال امتك و بشر يعنى تو مژده دهنده و بيم كنندهء مردمان را و خوانندهء ايشان به راه راست و چراغ روشن كه سبب رسيدن ايشانست به مقاصد مطلوبه و مطالب مرغوبه پس مراقبت احوال امت خود كن و مژده ده ايشان را بمزيت مثوبت زياده بر قدر استحقاق ايشان * ( وَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَالْمُنافِقِينَ ) * و فرمان مبر ناگرويدگان و منافقان را اين تهييجست مر آن حضرت را بر آنچه او بر آن بود از مخالفت ايشان يعنى بر مخالفت ايشان ثابت قدم باش * ( وَدَعْ ) * و بگذار و دست بدار * ( أَذاهُمْ ) * از رنج و آفت رسانيدن ايشان يعنى در صدد انتقام و مجازات ايشان مباش كه من شر ايشان را از تو كفايت كنم و ميتواند بود كه اضافهء اذا بضمير اضافهء مصدر بمفعول باشد يعنى دست باز دار از ايذا رسانيدن تو بايشان و گويند معنى آنست كه ايشان را بر كفر مؤاخذه مكن و لهذا ابن عباس فرمود كه اين آيه منسوخ اسب بآية السيف * ( وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه ) * و توكل كن بر خداى در دفع ايشان چه او كفايت شر ايشان خواهد كرد * ( وَكَفى بِاللَّه وَكِيلًا ) * و پسنديده است خداى كار ساز و مهم پرداز يعنى كافيست در آنكه همهء كار را به او باز گذارند يا نگاهبانان مؤمنان از شر دشمنان و يا ضامن مر وعدهء نصرت و غالبية ترا و ميتواند بود كه چون حقتعالى در آيهء متقدمه وصف پيغمبر نموده به پنج صفت در اين آيه هر يك از آن صفات را بخطابى كه مناسب آنست مقابل گردانيده باشد پس بشر المؤمنين مقابل شاهد است زيرا كه آن حضرت شاهد است بر امة خود و امة او شاهد بر ساير امم و اينفضل كبير است و ميشايد كه مقابل شاهد محذوف باشد كه آن امر است بمراقبت چنان كه گذشت زيرا كه ما بعد آن در حكم تفصيل است و اعراض از مشركان و منافقان مقابل مبشر است زيرا كه هر گاه رسول از ايشان اعراض كرده باشد پس من جميع الوجوه اقبال نموده بر مؤمنان و اين مناسب بشارتست و يا آنكه امر به بشارت مؤمنان مقابل مبشر باشد بر تقدير حذف مقابل آن كه مراقبه است و نهى از مجازات كفار و مبالات باذيت ايشان مقابل نذير است زيرا كه هر گاه از مكافات ايشان اعراض نموده باشد پس لا محاله آن اذيت را ناچار باشد از عقاب اجل و امر بتوكل بر او