به صلوة عنايتست بصلاح امر و ظهور شرف اهل ايمان و دالست بر آنكه صلوة بمعنى رحمت است * ( وَكانَ ) * و هست خداى * ( بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً ) * بگرويدگان مهربان كه خود بر ايشان رحمت مىكند و ملائكه را باسترحام و استغفار و اصلاح امر ايشان ميفرمايد و چون حقتعالى ايمان را بمنزلهء علت گردانيده بود در آن ايجاب رحمت و نعمت عظيمه كه ثوابست از اينجهت تخصيص رحمت نموده بر مؤمنين و اگر نه رحمت او كه عبارت از انزال نعمتست عام است نسبت بمؤمن و كافر هم چنان
كه در خبر است كه بنى اسرائيل موسى را گفتند كه هل يصلى ربنا خداى ما را صلوة باشد خطاب آمد بموسى كه بگو بايشان كه صلوة من رحمة مىباشد و رحمت من واسعست و به همه چيز وارسيده * ( تَحِيَّتُهُمْ ) * اضافه مصدر است بمفعول يعنى درود دادن خدا اهل ايمان را * ( يَوْمَ يَلْقَوْنَه ) * در روزى كه برسند برحمت او كه بهشت است و يا نرد موت و يا وقت خروج از قبر * ( سَلامٌ ) * سلاميست كه مخبر است بر سلامتى از هر آفتى و مخالفتى يعنى حقتعالى به جهت تكريم و تعظيم ايشان بر ايشان سلام كند هم چنان كه ساير انواع تعظيم بايشان كرامت نمايد و ميتواند بود كه اضافهء مصدر بفاعل باشد يعنى درود گفتن ايشان بر يكديگر در روز رسيدن برحمت خدا سلام باشد به اين معنى كه بر يكديگر بصيغهء سلام عليكم تحية يكديگر گويند ابن غارب گفته كه ضمير يلقونه راجع بملك الموتست كنايه غير مذكور و يا آنكه ملائكه در وقت خروج از قبر يا در حين موت بر ايشان سلام كنند و بشارت دهند به بهشت و يا نزد وصول ايشان بجنان بر ايشان سلام كنند كما قال وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ و يا روزى كه ببينند عزرائيل را و عزرائيل بر ايشان سلام كند و ابن مسعود فرموده كه چون ملك الموت بنزديك بندهء مؤمن ميآيد ميگويد السلام عليك ربك يقرئك السلام سلام بر تو باد حقتعالى ترا سلام مىرساند و ظاهر آنست كه ضمير راجع به او سبحانه باشد بقرينه قوله * ( وَأَعَدَّ ) * و آماده كرده است خداى تعالى * ( لَهُمْ ) * براى مؤمنان با وجود محبت بر ايشان * ( أَجْراً كَرِيماً ) * مزدى بزرگوار كه بهشت است و نعيم او و بدانكه ميتواند بود كه اختلاط نظم به جهت محافظت فواصل باشد و مبالغه در آنچه آرزوى ايشانست بعد از آن خطاب برسول مىكند بر سبيل توقير و تعظيم و غرض امتنان بر بندگان بارسال آن حضرت بر ايشان با اجلال قدر و علو امر او * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ) * اى پيغمبر بلند مرتبه يا خبر دهنده * ( إِنَّا أَرْسَلْناكَ ) * بدرستى كه ما فرستاديم ترا بر بندگان * ( شاهِداً ) * در حالتى كه گواهى بر تصديق و تكذيب امت و بر نجات و ضلال و طاعت و معصيت ايشان * ( وَمُبَشِّراً ) * و مژده دهنده برحمة ما بر اهل
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٠٢