عده زيرا كه چون منقضى شد عده زينب زيد را امر كرد بخطبهء او و دالست بر اين قوله تعالى وَلا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَه پنجم وقوع نكاح بلفظ تزويج بر وجوب صيغهء ماضى در آن ششم استحباب وليمهء نزد زفاف و لهذا آن حضرت فرمود كه
لا وليمة الا فى خمس عرس او ختان او خرس او وكاز او ركاز
و خرس بمعنى ولادتست و وكاز بناى دار و ركاز قدوم حاج و حقتعالى بعد از ذكر قصهء تزويج زينب به حضرت رسالت پناه صبيان برائة ساحت آن حضرت مىكند بقوله * ( ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ ) * نيست بر پيغمبر هيچ تنگى و وزرى و وبالى * ( فِيما فَرَضَ اللَّه لَه ) * در آنچه قسمت كرده و تقدير نموده براى پيغمبر ( ص ) يعنى حلال گردانيده مر او را از تزويج زنان پسر خواندگان و غير ايشان و فرض بمعنى قسمت و تقدير در كلام عرب شايع است يق فرض له فى الديوان و منه فروض العسكر لارزاقهم يا در آنچه واجب گردانيده از تزويج زوجهء مبتنى تا حكم سنت جاهليت در ادعيا باطل و منسوخ گردد و اين صورت مخصوص او نيست بلكه * ( سُنَّةَ اللَّه ) * سنت نهاد خداى تعالى سنتى مشتمل بر حكم و تواند بود كه منصوب باشد بنزع خافض يعنى تزويج ازواج بر پيغمبر حلال است بدون حرج و اگر زوجهء متبنى وى باشد همچو سنت و طريقهء خداى * ( فِي الَّذِينَ خَلَوْا ) * در آن كسان كه گذشتهاند از پيغمبران * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از محمد مراد انبياى ديگراند كه خداى تعالى نفى حرج كرد از ايشان در آنچه مباح كرده بود و توسيع نموده بر ايشان از تزويج ازواج ادعيا و اگر چه بسيار باشد هم چنان كه داود كه صد زن داشت و سليمان سيصد زن و هفتصد سريه و غير آن از ساير مباحات و هر گاه كه مر انبياى سابق را كثرت ازواج مطلقا جايز بوده باشد بدون حرج پس بر محمد ( ص ) كه سيد انبياست نيز حرج منتفى خواهد بود در نكاح آنچه خواهد از زوجه متبنى و غير آن و گويند مراد نسبت نكاح است كه از سنت انبيا است كما
قال النكاح سنتى فمن رغب عن سنتى فليس منى
* ( وَكانَ أَمْرُ اللَّه ) * و هست فرمان خداى تعالى * ( قَدَراً مَقْدُوراً ) * حكمى گذارده شده و نافذ يعنى امرى كه بر انبيا نازل ساخته بود حكمى بود مقتضى و گذارده شده و قضاى مبرم واقع شدنى و يا جارى بر مقدارى كه موافق حكمت بود و تفاوتى و خللى در آن راه نداشته و يا بر قدرى معين بىزياده و نقصان پس در وصف آنان كه گذشتهاند از انبيا ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ ) * مجرور المحل است بر آنكه صفت الذين خلوا باشد و يا منصوب يا مرفوع المحل بر مدح يعنى آنان كه گذشتهاند كسانى بودند كه ميرسانيدند * ( رِسالاتِ اللَّه ) * پيغامهاى خداى را بامتان بدون كتمان به جهت ترس از مردمان * ( وَيَخْشَوْنَه ) * و ميترسيدند از او * ( وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً ) * و نميترسيدند از كسى در آنچه متعلق
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٩٧