زود برو و خبر بياور ساقى سوار شده بزندان آمد و گفت * ( يُوسُفُ ) * اى يوسف * ( أَيُّهَا الصِّدِّيقُ ) * اى نيك راستگوينده وصف او به صديق كه مبالغه است در صدق بجهة آن بود كه احوال او را تجربه كرده
بود و صدق او را دانسته در تاويل رؤياى او و رؤياى مصاحب او فلهذا گفت اى بسيار راستگو * ( أَفْتِنا ) * فتوى ده ما را * ( فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ ) * در هفت گاو فربه كه * ( يَأْكُلُهُنَّ ) * بخورند ايشان را * ( سَبْعٌ عِجافٌ ) * هفت گاو لاغر * ( وَسَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ ) * و در هفت خوشه سبز * ( أُخَرَ يابِساتٍ ) * و هفت خوشه ديگر كه خشك بر ايشان پيچند و خشك سازند كه همه حكما در اين حيرانند تو جواب گوى * ( لَعَلِّي أَرْجِعُ ) * تا باشد كه باز گردم با جواب تمام و تعبيرى راست * ( إِلَى النَّاسِ ) * بسوى مردمان يعنى ملك و ملازمان او * ( لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ ) * شايد كه ايشان ببركت تو بدانند تاويل اين واقعه را يا شرف و فضل تو را معلوم كنند عدم جزم رجوع و علم بجهة امكان وقوع موت بود بر او و قبل از رجوع يوسف ع در صدد تعبير اينواقعه در آمده * ( قالَ ) * گفت با او كه شما * ( تَزْرَعُونَ ) * كشت كنيد * ( سَبْعَ سِنِينَ ) * هفت سال كه بقرات سمان اشارت بديشانست * ( دَأَباً ) * زراعتى بر عادت مستمره خود انتصاب اين بر حاليت است اى دائبين يا بر مصدريه باضمار فعل اى تداون دابا و جمله حال از تزرعون و گويند تزرعون امر است در صورت خبر جهة مبالغه لقوله * ( فَما حَصَدْتُمْ ) * پس آنچه بدرويد از غلات * ( فَذَرُوه ) * پس بگذاريد او را * ( فِي سُنْبُلِه ) * در خوشه آن يعنى چوب را پاك مكنيد تا از شيشه و آفات ايمن باشد و غلات را به آن خوشه ذخيره كنيد * ( إِلَّا قَلِيلًا ) * مگر اندكى يعنى به قدر حاجة * ( مِمَّا تَأْكُلُونَ ) * از آنچه خوريد در اين سالها كه آن را پاك گردانيد يعنى آنچه شما را احتياج افتد از اكل آن در اين هفت سال پاك كنيد و ما بقى را با چوب ذخيره كنيد * ( ثُمَّ يَأْتِي ) * پس بيايد * ( مِنْ بَعْدِ ذلِكَ ) * از پس اين سالها * ( سَبْعٌ شِدادٌ ) * هفت سال سخت كه سبع عجاف عبارت از ايشانست * ( يَأْكُلْنَ ) * بخورند اين سالها مراد اهل آن سالهاست و اسناد آن به سنين بر سبيل مجاز است براى تطبيق معبر و معبر به يعنى كسانى كه در آن زمان باشند * ( ما قَدَّمْتُمْ ) * از آنچه پيش فرستاده باشيد يعنى ذخيره نهاده * ( لَهُنَّ ) * براى آن سالها * ( إِلَّا قَلِيلًا ) * مگر اندكى * ( مِمَّا تُحْصِنُونَ ) * از آنچه نگاه داريد كه ضبط كنيد براى تخم زراعة * ( ثُمَّ يَأْتِي ) * پس بيايد * ( مِنْ بَعْدِ ذلِكَ ) * از پس اينسالهاى قحط * ( عامٌ فِيه ) * سالى كه در آن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٩