است و مجرد از معنى حال هم چنان كه لام در يا اللَّه كه محض تعويض است و مجرد از تعريف پس جايز باشد اقتران آن به حرف استقبال و قوله * ( أَ وَلا يَذْكُرُ الإِنْسانُ ) * عطف است بر يقول و توسيط همزهء انكار ميان آن و ميان عاطف با آنكه تقدم همزه است بر معطوف و معطوف عليه به جهت دلالتست بر آنكه منكر با لذات معطوف است و معطوف عليه ناشى از آن يعنى آيا نمىانديشد و ياد نميكند آن آدمى * ( أَنَّا خَلَقْناه ) * آن را كه ما بيافريديم او را * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين * ( وَلَمْ يَكُ شَيْئاً ) * و نبود چيزى بلكه عدم صرف بود يعنى بايد كه متذكر اينمعنى شود كه ايجاد معدوم اعجب است از جمع مواد بعد از تفريق آن و اعاده مثل آنچه در آن بود از اعراض اگر كسى گويد چگونه نشاه اولى دلالت كند بر نشاهء ثانيه و حال آنكه ما قادريم بر حركات و سكنات و اصوات و غير آن و بر اعادهء او قدرت نداريم گوئيم افعال خدا مغاير افعال ما است چه حق سبحانه خلق اجسام مىكند و در آن و بقاى آن جايز است در همه زمان پس لا محاله قادر باشد بر اعادهء آن بخلاف افعال ما كه متصف ببقا نيست پس اعاده بر آن صحيح نباشد و ديگر آنكه مراد آنست كه ابتداء اصعب است از اعاده پس هر گاه كه او بر ابتدا قادر باشد بر اعاده نيز قادر خواهد بود بطريق اولى و نيز استدلال فرمود بخلق اجسام بر آنكه قادر بالذاتست و قدرت او شامل هر چيزيست كه صحيح باشد وجود او پس از اينجا معلوم مىشود قدرت او بر اعادهء آن و بعد از آن بجهة تحقيق امر اعاده ميفرمايد كه * ( فَوَ رَبِّكَ ) * پس سوگند بپروردگار تو كه بوقت قيام قيامت * ( لَنَحْشُرَنَّهُمْ ) * هر آينه حشر كنيم آدميان را اقسام حق سبحانه بذات خود بعنوان ربوبيت كه منشأ ايجاد است در ابدا و اعاده و اضافهء او به حضرت رسالت ( ص ) به جهت تحقيق امر اعاده است و تفخيم شان حضرت خاتميت ( عليه الصلوات و التحية ) و قوله * ( وَالشَّياطِينَ ) * عطفست بر ضمير منصوب متصل يعنى حشر كنيم آدميان را و ديوان را كه مغوى و مضل ايشانند و يا آنكه مفعول معه باشد و معنى اينكه محشور سازيم بنى آدم را با شياطين كه قرناء ايشان بوده باشد در دنيا بجهة اغوا و اضلال و در روايت صحيحه آمده كه هر يكى از كفار را با قرين خودش در يك سلسله مقيد سازند و اينحال اگر چه مخصوص بكفار است اما جايز است نسبت آن بجنس بشر زيرا كه هر گاه همه محشور شوند و كفار در ميان ايشان باشند مقرون بشياطين پس بر همه صادقست كه محشورند با شياطين * ( ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ ) * پس حاضر گردانيد همهء آدميان را * ( حَوْلَ جَهَنَّمَ ) * گرداگرد دوزخ تا غبطه و سرور سعدا به جهت نشاط ايشان از آنچه بينند زياده شود و اشقيا بجهة آنكه مشاهده نمايند آنچه براى ايشان معد است در دوزخ از انواع عذاب غيظ ايشان بيشتر گردد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٢٥